
فکر کنم شما هم چند روز قبل ،گزارش گروگان گیری 1ونیم میلیون یورویی (حساب کنید با نوسانات
ارز چقدر میشه!!
) را دیدید.
سه جوان،نادر-پسر یک کارخانه دار را نزدیک 3 ماه به گروگان گرفته بودند و در دخمه ای رندانی کرده
بودند البته خود را به عنوان مامور جا زده بودند و تا زمان آزادی، نادر نمیدونسته گروگان گرفته شده.
وقتی متهمان را با چشم بسته نشون داد مثل همیشه که ازدیدن افراد جنایت کار ،وقتی که تو
چنگ قانون می افتند مظلوم و پشیمون میشن ، ازموش مردگیشون حالم بهم خورد !!
امروز داشتم روزنامه های هفته را جمع می کردم که گزارش مفصلی از این ماجرا توجهم را جلب کرد
و خواندم.
بعد از خواندن کل ماجرا نظرم نسبت به اون سه جوان تغییر کردوبرای اونها و آینده شون نگرانم
چند ساعتیه ذهنم بدجور درگیره .
یاد جمله آخر پست قبلم افتادم
داوری نکن تا داوری نشوی،آن چه را که رخ می دهد درک کن
باعث تاسفه که هر سه متهم جوانان تحصیل کرده هستند و به دلیل مشکلات مالی دست به این
کار زده اند.
طراح نقشه ،کارشناسی ارشد مدیریت خوانده با توجه به رشته دانشگاهیش در بورس با سرمایه
خود و آشنایان سرمایه گذاری کرده بود که به لطف اقتصاد سالم کشور ،ورشکسته می شود و قصد
خودکشی داشته که به طور اتفاقی حرفهای نادر را با دوستانش می شنودو چنین تصمیمی می گیرد.
نفر دوم ،فوق لیسانس عمران است که آرزویش گرفتن دکترا در استرالیا بوده و اصلا تصور نمی کرده
روزی به جای ادامه تحصیل راهی زندان شود!
و نفرسوم دانشجوی ارشد جامعه شناسی است که در آستانه ازدواج بوده و درگیر مخارج عروسی!
هر سه نفر ،حتی اهل سیگار نیستند وهیچ سابقه جرم و بزهی نداشتند(بجز نفرسوم که یک سابقه
کوچک داشته)
از آپارتمان نادر 14 سکه دزدیده بودند و دراین مدت براش لپ تاپ و کتاب و فیلم و غذای خوب تهیه
می کردند...
من به داستان گروگان گیری علاقه ندارم و میتونم استرس ونگرانی خانواده نادر را در این مدت تا حدی
درک کنم.
چیزی که تو این چند ساعت ذهن من را درگیر کرده اینه که باور کنیم همیشه مجرمین از خانواده
های ناسالم نیستند .همه مجرمین معتاد و خلاف کار نیستند !
گاهی افرادی عادی هستند مثل من و شما و... که در اثر مشکلات دست به چنین خطای بزرگی زده اند.
به گفته مولا علی وقتی فقر از یک در وارد می شود ایمان از در دیگر خارج می شود.
اما این که فقط این 3 نفر محکوم بشوند عدالته؟؟؟
آیا مسببین شرایط فعلی جامعه ،متهم نیستند.
بیکاری ،شرایط سخت زندگی و ازدواج ،اقتصاد ناسالم و...
جوانان تحصیل کرده بیکاری که به خاطر شرایط مالی حاضر میشن کارهایی بر خلاف شان خود قبول
کنند حتما سرخورده می شوند و روزی این عقده جایی سرباز خواهد کرد...
چرا در همه اتفاقات فقط به سراغ حلقه آخر می رویم!
با شرایط جامعه حتما باز هم از این ماجراها تکرار خواهد شد و باز متهم همانی است که دست
به خطا زده و محکوم است و محکوم.....
-----------------------------------------------
پی نوشت:روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت، هر كسی غصه اينكه چه مي كرد نداشت،
چشمه سادگی از لطف زمين مي جوشيد، خودمانيم زمين اين همه نا مرد نداشت!!