درد دل

 

 

وقتی درد دل می کنی،دردهایت را درون یک سینی می گذاری و تعارف می کنی

تا هرکدام را که دوست دارند و بردارند

و تیری کنند و بزنند به روحت!

و هرکه تو را دوست تر دارد عمیق تر می زند.....

-----------------------------------

پی نوشت۱:دلی را که گرفته، دست هرکسی ندهید تا برایتان باز کند . .

پی نوشت۲: خواستن همیشه توانستن نیست

گاهی فقط یک داغ است که تا ابد بر دلت می ماند!

پی نوشت۳:خدا همانی است که ما می خواهیم ،

ای کاش ما نیز همانی بویم که او می خواست...

بعد نوشت:

بعضی وقتها احساست و یه حرفایی  رو دلت سنگینی می کنه  و  دوست داری بنویسی گاه شاد و

 گاه غمگین....

امتحانات

سلام .

دی ماه هست و فصل امتحان.

کاش دانش اموزان  امروزی  هم به جای 2 نیمسال تحصیلی و دوفصل امتحان ،مثل زمانی که ما

مدرسه می رفتیم و ثلث اول و دوم و سوم داشتیم ،3نوبت امتحان داشتندیا بیشتر

چرا؟

اولا امتحان دادن برای بچه ها خوبه . باعث میشه کتابها یه ورقی بخوره سوادشون بیشتر بشه.

هرچی در طول سال تنبلی کردند ، الان دیگه باید جمع و جورش کنند.

ثانیا ما معلمها یه استراحتی می کنیم یه مدت به دور از گچ و تخته و درس و کتاب...

خداییش ایام امتحان را خیلی دوست دارم.

یادش بخیر،سالهای اول کاریم نظام ترمی بود . تا بچه ها امتحانات را بدهند و انتخاب واحد کنند و

ترم جدید شروع بشه ، کلی تعطیلی داشتیم.

الان صدای کسانی که همیشه نسبت به تعطیلات معلمان حساسند در میاد.

هر کی اعتراض داره راست میگه بیاد معلمی!!

البته حالا فکر نکنید خیلی هم  بیکار یم . مراقبت و ورقه ها هم هستند.

به اضافه کارهای که مدیر جان برایمان در نظر گرفته

 1- نقد کتابهای درسی

2- نمودار استخوان ماهی که باید همه علل و عوامل افت تحصیلی از سطح کلان تا خرد بررسی بشه

 و هنوز نمیدونم چی هست و همکاران زرنگی که ما را به زور سرگروه کردند ،اصرار دارند روش فکر

 کن گروهی بنویسیم!!!(ما هم تو دل گفتیم خودتونید!!حتما)

با همه این اوصاف صادقانه بگم تعطیلات تو زمستون سرد و تو خونه نشستن  خیلی دلچسبه!!

برای همه دانش آموزان عزیز آرزوی موفقیت دارم

روز مبادا...

روز مبادا

وقتي تو نيستي

نه هست هاي ما

 چونانکه بايدند

 نه بايد ها ...

مثل هميشه آخر حرفم

 و حرف آخرم را

با بغض مي خورم

عمري است

 لبخندهاي لاغر خود را

در دل ذخيره مي کنم :

باشد براي روز مبادا !

اما

 در صفحه هاي تقويم

 روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزي درست مثل همين روزهاي ماست

 اما کسي چه مي داند ؟

شايد

 امروز نيز روز مبادا باشد!

وقتي تو نيستي

نه هست هاي ما

 چونانکه بايدند

نه بايد ها ...

هر روز بي تو

 روز مباداست !

----------------------------

پی نوشت۱:انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

 

پی نوشت۲:در کوچه بن بست هم دری ست که به سوی خداوند زندگی گشوده میشود ...

 

این روزها...

 دوپست قبل ازیک هفته  تب بی دلیل  مریم نوشتم.

چند روزیه که مریم دوباره تو تب می سوزه.دیروز می گفت : مرگ بر تب!!

چند شبه تا صبح بیدارم و نگران...

شنبه مونده بودم مدرسه برم یا نه که حرف های تلخ مریم مانع رفتنم شدکه شاگردات برات مهم ترند .

اصلا تو همه بچه ها را دوست داری بجز دخترت!!

الان هم موندم صبح  چه کنم مدرسه برم یا نه؟

می تونم چهره های شاد شاگردانم را از نرفتنم ببینم  وفریاد خوشحالیشون را بشنوم.

خسته ام..

و محتاج دعای همه دوستان.....

---------------------------------------

۳شنبه نوشت: پستم را نیمه شب دوشنبه نوشتم.

صبح با تاخیر مدرسه رسیدم. انگار همه تصور می کردند که نمیام.

وقتی در کلاس را باز کردم بچه ها از خوشحالی جیغ و هورا کشیدند .

شادی و خنده شون مصنوعی نبود!!

چشمهاشون برق می زد!

می گفتند اگه معلم دیگه ای بود حتما خوشحال می شدیم!

یکی از شاگردای شیطون کلاس می گفت : اگه می دونستم امروز میاین ،گاو و گوسفند که نمیشد

حتما یه مارمولک براتون قربانی می کردم!!

(حالا خوبه فقط یه روز غیبت کردم)

و این بزرگترین خسته نباشید آخر ترم بود.

بودن در کلاس درس و  شاگردانم را دوست دارم.

حال مریم بهتره . از دعای خیر همه دوستان ممنونم