شعری از حبیب نظاری

سلام

این روزها کمتر به وبلاگم سر می زنم.

ممنون از دوستان خوبی  که باز هم ما را فراموش نکردندویاد می کنند.

اما انگار خیلیا هم مثل من حال و حوصله نوشتن ندارند.

امروز این شعر را که از "حبیب نظاری" هست خووندم و به دلم نشست.

شما هم بخوونید حتما  خوشتون میاد.

 

همین شوق دمادم می تواند
و بارانی که نم نم می‏تواند...
دلم را - بس که گنجشک است - حتی

نگاه ساده‏ای هم می‏تواند...


نه مثل یک دوبیتی از بَرَم کرد
نه حتی لحظه‏ای هم باورم کرد
پَری از بال یک گنجشک بودم
نسیم آورد و باران پرپرم کرد

اگر زخم تنت پیراهنم بود...
پر از رقصیدنت پیراهنم بود...
من و تو هر دو یک گنجشک بودیم
اگر پیراهنت پیراهنم بود

برای تو نگاهی تر نکردند
گلی را قد تو پرپر نکردند
«دل گنجشک‌ها تُرد است» صد بار
به مردم گفتم و باور نکردند

دو دست خالی ام را می پسندند
دل پوشالی ام را می پسندند
فقط گنجشک های پرشکسته
شکسته بالی ام را می پسندند

پر از احساس باران باشد اما...
درختی در خیابان باشد اما...
مرا بنویس: گنجشکی که یک عمر
دلش می خواهد انسان باشد اما...

نجیب و بی ریا بودیم اما...
و با درد آشنا بودیم اما...
منِ دلتنگ و باران و دوبیتی
سه گنجشک رها بودیم اما...

به باران ها تنت را می فروشی؟
بهار دامنت را می فروشی؟
به گنجشکان شهر آهن و دود
گل پیراهنت را می فروشی؟

 

ببین، برشاخه ها کال است گنجشک
رها، افتاده، پامال است گنجشک
بیا، بی دست های مهربانت
فقط مشتی پرو بال است گنجشک


چرا بال و پر گنجشک ها را...؟
چرا چشم تر گنجشک ها را...؟
چرا باید بسوزانیم، از گل
دل نازکتر گنجشک ها را؟

نخواهم شد پرو بال کسی که...
نمی گریم بر احوال کسی که...
اگر گنجشک من باشی، از امشب
نمی گردم به دنبال کسی که...

تو باید بوی نیلوفر بگیری
مبادا رنگ خاکستر بگیری
تو باید آنقدر گنجشک باشی
که با هر قطره باران پر بگیری


به من، ای شوق بی پایان، کمک کن!
به این گنجشک سرگردان، کمک کن!
بلد هستی زبان قطره ها را
به من در خواندن باران کمک کن!


چه خوب این هم صدا را می شناسی
نگاه آشنا را می شناسی
من از تو دل نخواهم کند، باران!
تو که گنجشک ها را می شناسی

«من از این شهر بیزارم» نگفته است
«به دست غم گرفتارم» نگفته است
به جز من، هیچ گنجشکی به باران
«عزیزم دوستت دارم» نگفته است

پر از رقصیدن گنجشک ها باش
همیشه بر تن گنجشک ها باش
به مردم اعتمادی نیست، باران
خودت پیراهن گنجشک ها باش

بگو گنجشک ها از من نترسند
از این یک تکّه پیراهن نترسند
بگو کاری ست زخم عشق، امّا
برای عشق از مردن نترسند

پی نوشت:اینجا طوفانی است...

 

تعطیلات...

سلام

از شروع سال  17 روز می گذره و باید پست قبلی را عوض می کردم،اما واقعا حال و حوصله نداشتم.

چندبار خواستم بنویسم اما حال مرتب کردن کلمات و جملات را نداشتم.

عید امسال  برام خسته کننده  و مثل همیشه کمی مسخره بود.

گاهی در طول سال یکی را نمی بینی اما بر حسب وظیفه دید و بازدید هی باید تند تند همدیگه

روبه فاصله نزدیک زمانی  ببینیم!!

هرسال روزای آخر اسفند ،بچه ها ومعلمها به زور راهی مدرسه میشدند که وزیر محترم غیبت دوروز

آخر را موجه اعلام کردند و عملا روز 24  اسفند روز آخر بود که باز هم از یکی دو روز قبل مدارس  تق ولق بود.

یعنی اگه اعلام کنند از اول اسفند مدارس تعطیله من مطمئنم از هفته آخر بهمن مدارس تق و لق میشه!

از هفته قبلش اعلام کرده بودم غیبت روز آخر 2 نمره، غیبت 14 فرودین 2 نمره و انجام ندادن تکالیف

 عید 2 نمره کسر از نمره مستمر همراه دارد.

یکی از بچه های حاضر جواب هم گفت خانم اگه نمره دستتون نبود چه می کردید؟

واقعا هم کاری نمی شد کرد...

از همون روزای آخر بچه ها با اه و ناله می خواستند بی خیال 2 نمره 14 ام بشم.

البته رافتمان گل کرد و از کسر آن 2 نمره گذشتیم

آخه من نمیدونم چرا خانواده ها انقدر بی خیالن مثلا بچه دبیرستانی دارند از یه هفته قبل عید

راهی شهرستان میشن تا 13 رو هم به در نکنند قصد برگشت ندارن!!

یکی هم مثل ما انقدر زیادی قانونمند که چند سالیه یا به جای 13 به در 12 به در می گیریم که

روز 14 ام سر حال به سر کار بریم!

یا روز 13 ام زود خونه میایم تا زود آماده بشیم سر موقع بخوابیم...

بماند که دختر ما هم از روز 13 ام تقویم به دسته و 5 شنبه و جمعه ها را میزاره کنار و هی می شمره

تا اخر سال تحصیلی چقدر مونده؟

صبح روز 14 ام هم اشک می ریخت که میشه نرم؟؟

وقتی عصبانیت من را دید با اشک سر سفره نشست که خیلی یزیدی!!

و متعاقبش پدرشون فرمودن که مادرت به درد پادگان و نظامی گری میخورد نه معلمی!!

جاتون خالی رفتیم مدرسه از مدرسه 600 دانش آموزی اگه به زور70-80 نفر حاضر بودن!!

من نمیدونم چرا انقدر علاقه به تعطیلی هست؟مگه چه اتفاق خاصی می افته؟

حالا از حرف همکارای خودمون  لجم گرفته بود که کاش اینا هم نمیومدن!!

حالا هی بگیم چرا ایران پیشرفت نمی کنه؟؟؟