مادرانه
وروجک شیطون و مهربون من خوب بلده تو دل همه جا باز کنه و به قول مریم سیاست داره و می تونه تو مهمونی خودش رو آروم نشون بده و کسی از شیطنت هاش خبر دار نشه...
وقتی به عکسای بچگی مریم نگاه می کنم از این همه شباهت تعجب می کنم.
به دوستانم میگم من اگر قرار بود nتا بچه داشته باشم همشون دختر ، همین شکلی و متولد دوم عید بودند
ولی اگر از نظر رفتاری مقایسه کنم ریحانه به مراتب جسورتر از مریمه.مریم هیچ چیز غیر خوراکی دهانش نمی کرد،خیلی مراقب خودش بود .
اصلا دکوراسیون خونه رو عوض نکردیم اما الان تمام دکوریها و میزها رو پشت مبلها قایم کردیم ولی باز مثل موش یه راهی برای رسیدن به اونها پیدا میکنه.
کاغذ و هرچیزی که دستش بیاد رو میخوره.
ا
ز لحاظ حرکتی هم نسبت به همسناش و بچگی مریم جلوتراست.از اوایل آبان با کمک گرفتن از وسایل شروع به ایستادن کرد و الان میتونه با گرفتن مبلها راه بره و گاهی به زور خودشو از مبل ها بالا میکشه.دومین دندونش هم نصفه در آمده و کلافه اش کرده.
روزهایی که من قراره مدرسه برم انگار حس ششمش خبردارش میکنه با من بیدار میشه و هرجا من میرم پشت سرم میاد .
.وقتی پرستارش میاد خوشحال میشه ولی جدیدا محکم خودشو به من می چسبونه.خدارو شکر ریحانه زیادی بابایی هست.نزدیک آمدن همسرم که میشه پشت در میشینه و با دست به در میزنه و وقتی پدرش میاد واقعا بال بال میزنه و دیگه تا آخرشب با من کاری نداره...اگه پدرش حمام بره پشت در حمام منتظر می نشینه.در کل بچه با احساسیه و کسانی که بهش محبت بیشتری می کنند را بیشتر دوست داره و با دیدنشون از خودش احساس در میکنه!تا ازش میخوایم عکس بگیریم ژست می گیره و می خنده! از دیدن کارتون و مخصوصا خاله شادونه و پنگول ذوق می کنه و می نشینه تماشا می کنه ....
باتوجه به روزهای تلخ دوران بارداری من دختر شاد و خنده رو و پرانرژی من انگار هدیه خداست.
هرچند تلخی داغ پدر همیشه با من هست و ابرهای همه عالم در دلم هر روز بارها و بارها می گرید....