آسوده بخواب....

امشب وبلاگم 4 ساله شد.

4سال از بودن در این فضا می گذرد.

البته در یک سال اخیر بسیار بی حوصله به وبلاگی که زمانی خیلی برایم باارزش بود سر می زدم.

اما محبت برخی دوستان حتی در غیبت هایم نیز شامل حالم بوده.

خیلی وقتا دوستان مجازی از دوستان حقیقی هم برات عزیزتر میشن.

ازشادی و موفقیتشون شادمیشی و برای غم و مشکلاتشون متاسف.

و اما از دست دادن دوست سخته حتی دوست نادیده!!!

نوشته های یک ذهن مغشوش از امید به زندگی ،مبارزه باسرطان ،از دخترنازدانه اش شادان و...

می نوشت.

در ابتدای وبش نوشته بود:

ینجا جایی است برای گفتن حرف هایی که باید یک روز گفته می شد تا....

من اینجا می خواهم از خیلی چیز ها بنویسیم از غمها از شادی ها از لحظات خوب از

دست رفته از آینده از شادی زنگی ام شاه دونه از بیماری از دیو سرطان از قدرت امید و...بنویسیم"

گاه از درد شکایت می کرد .

از شیمی درمانی ...

از سرفه های بی امان ..

"سرفه سرفه سرفه

امان از سرفه

سرفه سرفه سرفه

امان از امانی که از من میبرد

سرفه سرفه سرفه

این اهنگ نفس گیر نفس های این روز های من

سرفه

سرفه

سرفه

امان از سرفه"

 

و از شهریور به بعد دیگر ننوشت...

آخرین کامنتهایم تایید نشد.

گویا بیماری از او و اراده و امیدش قوی تر بود.

دیروز برای همیشه با درد و رنج و سختی و بیماری وداع گفت.

وقتی این خبر را شنیدم ،اشک هایم بی امان جاری شد.

اکنون از درد و رنج آسوده است.

آرام و آسوده بخواب،دیگر از درد و سرفه و...خبری نیست.

روحت شاد.

طلوع محمد(ص)

زمین و آسمان " مکه " آن شب نورباران بود

و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید

امید زندگی در جان موجودات می جوشید –

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

 شبی مرموز و رویایی -

به شهر " مکه " مهد پاک جانان دختر مهتاب می خندید

شبانگه ساحت " ام القری " در خواب می خندید

ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابی -

دمادم بس ستاره می شکفت و آسمان پولک نشان می شد           

صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ -

به سوی کهکشان میشد.

*****

 

ادامه نوشته

چشمها راباید شست!!!

داشتم فکر می کردم تو این چند وقته که خداروشکر هرهفته و هر روز و هرساعت شاهد افزایش

قیمت ها هستیم  ،چرا حرص بخوریم،حتما تو این گرونی حکمتی نهفته که من و شما رمز و رازش

رو نمیدونیم

کافیه یه کم چشمهامون رو بشوریم و از ابعاد دیگه ای به قضیه نگاه کنیم و چند اصل را اول قبول کنیم:

اصل اول: مسئولین کشور همه خدمت گزار ما هستند .

اصل دوم: رفتارهای کارشناسانه مسئولین محترم از سر خیرخواهی و دلسوزی است.

اصل سوم: مصالح ما را بهتر از ما درک می کنند.

....

چند وقت پیش جایی خوندم :

رییس جمهور فرمودند گوشت قرمز برای سلامتی ضرر دارد،مردم کمتر گوشت بخورند!!

اگه یادتون باشه تابستون که مرغ گرون شده بود خیلی ها گفتند مرغ نخورید!

درمورد لبنیات،کره و خامه که چربی خون را بالا می بره،پنیر هم که از بچگی می گفتند خنگ می کنه!

شیر هم که برا معده ضرر داره!

حبوبات هم که خدا روشکربا معده من  و خیلیاساز گاری نداره!

برنج  و روغن هم که باعث چاقی هستند!

اصلا چه معنی داره هی بخوریم ،بعد کلی خرج رژیم لاغری و باشگاه و.. بکنیم

کلا نمی خوریم تا هم انداممون متناسب بشه ،هم در هزینه ها صرفه جویی کنیم!

مسئولین که بد من و شما رو نمیخوان ،حتما یه چیزی بیشتر از من و شما میدونن!

در مورد شوینده ها، که همچین بفهمی نفهمی گرون شده!

خب چه معنی داره که آدم تند تند حموم بره و لباساش تمیز باشه؟

یه مدت موی چرب و لباس چرک مد بشه ،این هم تنوعه دیگه

تازه تو مصرف آب هم صرفه جویی میشه!

از این به بعد سر شب هم میخوابیم تا نیازی به روشنایی لامپ نباشه،یخچال و فریزر رو هم که

توش چیزی نیست از برق می کشیم!!

تا همین جا اگه به حکمت گرونی ها پی برده باشیم خدا روشکر می کنیم .

تازه می فهمیم با  402 هزار و 500 تومن عیدی خیلی کارا میشه کرد ،پس انداز هم میشه کرد!!

منتظر نظرات ارزشمند شما در باب راهکاری صرفه جویی و شکوفایی درخت اقتصاد مقاومتی هستیم...