چه زیبا خالقی دارم


دلم گرم است می دانم


که فردا باز خورشیدی ،


میان آسمان ، چون نور می آید


...

شبی می خواندم با مهر


سحر می راندم با ناز


چه بخشنده خدای عاشقی دارم



که می خواند مرا ، با آنکه می داند گنه کارم


اگر رخ بر بتابانم


دوباره ، می نشیند بر سر راهم


دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش



که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست


چه زیبا عاشقی را دوست می دارم


دلم گرم است می دانم ، که می داند


بدون لطف او ، تنهای تنهایم


کیوان شاهبداغی

-------------------------------------------

حیرت " نام دیگر من است


وقتی دستم به زنگ خانه ی خدا نمی رسد


و رهگذری زنگ را برایم می زند


" حیرت " نام دیگر من است


وقتی هنگام تشکر می بینم...


رهگذر خودِ خداست !