برای بهترین دوستم...
پاک و بی آلایش
مثل یک برگ سر شاخ درخت
مثل یک موج به روی دریا
مثل یک شاخه گل
مثل یک تنگ بلور
دوستی آن است که در کنگره دوستی ها
وقت همبستگی و وحشت و درد
مثل آب، می کند آتش دلهای پریشان را سرد.
دوستی آن نیست که همچون شرر
لحظه ای می آید لحظه ای می غرد لحظه ای دیگر نیست.
دوستی قلبی دارد که به اندازه دریاهاست
و به پاکی پر چلچله هاست.
و در آن گوهر ناب و صدفهای فراوان دارد.
او به این شعر من ایمان دارد.
این حدیث عشق است و حدیث پاکی
و حدیث دل غم دیده ماست.
بعضی از آدمها بوی ناب آدم میدهند، بوی بهشت میدهند .
وقتی با اونها هستی از غم دنیا فارغ میشی،ته دلت قرص میشه.
اضطراب و خستگی را فراموش می کنی و یه عالمه حس خوب به سراغت میاد.
چهره شون پر از صفا و صمیمیته
روحشون پاکه و بی آلایش.
مثل فرشته ها پاک و معصومند.
وجودشون پر از خیر و رحمته .
اونهایی که وقتی درد دارند صداشو در نمیارن تا مبادا کسی ناراحت بشه.
توهرجمعی هستند جمع را شاد می کنند.
همون هایی که وقتی پای اعتقاداتشون در میون باشه مثل کوه محکم می ایستند.
اونایی که تو دوستی سنگ تموم میزارند.
دوستی هاشون رنگ خدایی داره و برای همین هرگز کم رنگ نمیشه
و من چقدر خوشحالم که با یکی از از این فرشته های اسمونی دوست هستم
در 13 سال دوستی با ایشون ، هیچ خاطره ای که سرسوزنی از ایشون مکدر شده باشم ندارم.
بارها و بارها از محبت هاش شرمنده شدم.
انقدر بزرگوار بود که در مراسم ختم پدر عزیزش ،با اصرار دوستان را راهی جشن عروسی من کرده
بود و من بی خبر بودم...
خاطرات سفرهایی که با ایشون داشتم ،زیباترین خاطرات سفرهای من هستند
امسال اگرچه دنبال کار انتقالیم بودم ، اما باورکنید ته دلم راضی به رفتن نبود فقط برای او.
روزهایی که با هم هستیم گذر زمان حس نمیشه.
و اما این روزها
چند روزی است درد ،وجود این دختر بهشتی را آزرده کرده است.
شدیدا نگران سلامتی این نازنین هستم .
از همه ی شما عزیزان می خواهم برای شفای این دوست عزیز و همه بیماران دعا کنید.
------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت: امروز یکی از شاگردان سال اول کاریم ، یعنی 14 سال قبل با دسته گلی بسیار زیبا
به دیدنم آمده بود.
در اولین روزهای سال تحصیلی جاری ، از شباهت یکی از شاگردها ، نام خانوادگیش را حدس زدم و
سراغ خواهرش را گرفتم
14 سال قبل درس ریاضی 2 کلاس دوم ریاضی،و سال بعد همه دروس ریاضی این کلاس را داشتم
دانش آموزانی خوب و نجیب که هنوز نام و نام خانوادگی و چهره اکثرشان را به خاطر دارم.
یادش بخیر اردوهایی که با این بچه ها رفتیم.
امروز از موفقیت تحصیلی و شغلی سمیه بسیار خوشحال شدم.
لیسانس ریاضی و فوق مهندسی صنایع گرفته و به صورت مشاوره برای شرکت های مختلف کار
می کند.
خدا را شکر اکثر دوستانش هم در درس و زندگی موفق بوده اند.
اعتراف می کنم،دیدن موفقیت شاگردان سالهای قبل ، بزرگترین انگیزه برای ادامه کار است و
خستگی کار را می گیرد.