چند روزی است به منطقه محل خدمتم بیشتر فکر می کنم.

گاهی اوقات غرق یک نعمت هستی و قدر نمی دانی!!

من در یک منطقه استراتژیک و سوق الجیشی خدمت می کنم.

این منطقه همچون نگینی در بین استان و حتی ایران می در خشد.

برای دور ماندن از چشم بد دشمنان ،نام آن در هیچ کتاب تاریخی و یا نقشه جغرافیایی دیده نمی شود.

بسیاری از مردم ایران و حتی مردم استان ،نام این شهررا کم شنیده اند و یا نشنیده اند.

عده بسیاری هم نام آن را با یکی از مناطق مرفه تهران به اشتباه می گیرند.

مردم این شهر عموما مهاجر هستند.

خاک برخی مناطق آن به رنگ سرخ است.

آب بسیاری از ماطق آن با املاح مفید بسیاری همراه است که کمی آشامیدنش را برایت سخت می کند.

سوز صبحگاهی و عصرگاهی آن تا مغز استخوانت را نوازش می کند.

باغ و مزرعه چندانی در این شهر به چشم نمی خورد.

از لحاظ صنعتی ،در اطراف شهر پالایشگاه و بیشتر شرکت های خودروسازی دیده می شود.

ولی از معجزات الهی ،خوش اب و هوا بودن آن با تمام توصیفات بالاست.

طبق آخرین اکتشافات به عمل آمده، این منطقه ،منطقه ای خوش آب و هوا و ییلاقی در بین

شهرهای مجاور شناخته شده است.

شهرهایی که با وجود باغات فراوان و یا کوه و رودخانه چنین امتیازی ندارند!!

مدتی بود از همکاران شهرهای مختلف ،صدور احکام جدید برای فرهنگیان را می شنیدیم که

 طبق  بندی با عنوان بدی آب و هوا مبلغی به حقوق همکاران محترم اضافه گردیده است.

خداراشکر که منطقه ییلاقی ما از این بند معاف گردیده است!!

از دیگر مسائلی که هر چند وقت یک بار با آن مواجه هستیم،وجود روزهایی  تعطیل به علت بارش

برف یا آلودگی هوا و یا مانندامروز اانتخابات و... است.

در چنین ایامی ،آن قدر به چشمان مبارک فشار می آوریم وتمام زیر نویسهای تمام شبکه ها را

می خوانیم و یا گوش تیز می کنیم تا نکند خدای نکرده اسم این منطقه هم آورده شود که خسته

می شویم و در نهایت شادان و پای کوبان عازم کوی دوست  می گردیم.

گاه دوستان مانند امروز خبرهای ضد و نقیض می دهند ، تعطیل است با ناراحتی لباس مدرسه را

در می آوریم دقایقی  بعد نه بیایید با ذوق راهی می شویم...

و گاه از میانه راه بر می گردیم....

در هرصورت ما مفتخریم که در این منطقه خدمت می کنیم....

----------------------------------------------------------------------

پی نوشت 1: امروز زنگ آخر ،آن قدر بچه ها بی حال و خسته بودند که حوصله ام سر رفت

می پرسم چتونه؟ یکی گفت : خانم تقصیر چشمهای همیشه خواب آلوی شماست که ما

 هم خوابمان می گیرد!

از وقتی آمده ایم هرچند دقیقه یک بار در آینه نظری می افکنیم ،گویا پربیراه هم نگفته اند!!!

پی نوشت 2: دخالت همکار محترمی (که در پست قبل از آن یاد شد )در کار همه دبیران بدجور ما را

بهم می ریزد!!