سلام

فکر کنم امتحانات اکثر مدارس هفته قبل تموم شدند و این هفته شروع کلاسها بوده.

امتحانات مدرسه ما چند روزی دیرترشروع  شد .قراربود امروز شروع کلاسها باشه که به دلیل بارش

برف در  روز شنبه و تعطیلی مدارس امتحانش به 4شنبه موکول شد و امروز هم تعطیل بودیم و

از شنبه شروع ترم جدید !

همه به کنار ،خانواده خودمون بیش از هرکس دیگه ای به تعطیلات ما اعتراض داشتند و هر روز

می پرسیدند پس کی میری مدرسه!

به لطف مدیر امسال کمترین تعدادمراقبت را در طی سالهای کاریم داشتم 4مراقبت!

از نتیجه امتحانات هم تقریبا راضیم.

هرچند که توقع داشتم نمرات بهتر از این باشند.

وقتی به مقایسه امسال و سالهای قبل کاریم فکر می کنم یه چیزایی آزارم میده.

درسته که منطقه کاریم عوض نشده اما همین که از ته شهر کمی جلوتر امدم تفاوت را حس می کنم.

مدرسه ای که 13سال در آن بودم و مدرسه دیگری که 2 سال قبل در آن بودم در محروم ترین قسمتهای شهر بودند.

مشکلات دانش اموزان هم به مراتب بیشتر بود.

اثر محسوس فقر – جمعیت بالای خانواده ها - بیکاری تعداد زیادی از والدین و... رادررفتار دانش آموزان

 و نتایج آزمونها حس  می کنم.

در طی سالهای قبل فقط دوبار پایه اول داشتم که واقعا خاطرات بدی برام مونده  از دانش آموزایی که

 فقط باید براشون مبصری می کردی و هربار با سردرد از کلاس بیرون می آمدی  و اصلا نتیجه زحمات

دیده نمی شد انگار آب در هاون می کوبیدیم!!

برای همین حاضر بودم هردرس و پایه ای را قبول کنم به جز اول!!

اما امسال با توجه به تغییر مدرسه  مجبور شدم برنامه همکار دیگری را قبول کنم ابتدا  از این که 3تا

کلاس اول دارم واقعا ناراحت بودم.

اما انصافا شاگردان سال اولم با اولهایی که قبلا داشتم قابل قیاس نیستند.

بچه های مودب تر و درس خوان تر .

بعضیهاشون واقعا دوست داشتنی هستند و اعتراف می کنم تو این ایام دلم براشون تنگ شده.

وجالبه کلاسهای اولم را از دومیها  و سومیها بیشتر دوست دارم.

درمدارس قبلی سرویس مدرسه تعریف نشده بود.

خیلی وقتها بچه ها تو زمستون از دوری راه و سرما شکایت می کردند .بعضیاشون می گفتند بیش

 از 45 دقیقه پیاده روی می کنندتا به مدرسه برسند.

امسال صبح و ظهر که سرویسهای دانش آموزان را می بینم ناخودآگاه به یاد دانش اموزان قبلیم

می افتم و دلم می گیره.

یادمه در زمستان خیلیها بدون لباس گرم به مدرسه می آمدند .

سالهای قبل به ندرت اولیا را تو مدرسه می دیدی ،انقدر  درگیر مشکلات بودند  که  مشکل درسی

 و رفتاری بچه ها مشکلی براشون نبود.

و امسال در هرروز کاری حداقل با  5-6 مادر و گاهی پدرکه  برای پرسیدن وضعیت درسی و رفتاری

بچه هاشون آمدند صحبت می کنم.

هرکدام از اولیا را چندباری در طول ترم ملاقات کرده ام.

مدرسه ما  امسال آبان ماه تغییر مکان داد و به مدرسه جدیدی که توسط یک فردخیر ساخته شده

منتقل شد.

مدرسه شیک و نوسازی که واقعا زیباست .

سایت – کتاب خانه مجهز-آزمایشگاه – سالن ورزش وآسانسور... (که البته هنوز مشکل داره و حاصل

 4زنگ طبقه 4 رفتن شده پا درد!)

 منظور من از این مقایسه ها مقایسه نتیجه کار در مدارس مختلف است.

من به وضوح تفاوتها را در چند خیابان نزدیک تر حس می کنم.

حس می کنم چقدر مقایسه مسخره ای است بین نمودارهای درصد قبولی دبیران مختلف حتی در یک منطقه.

هرچند که برای من معلم نمونه شدن و... معنا ندارد.

راستی  برام جالبه سطح توقعات دبیران در مدارس!

سالهای قبل  ما 7-8تا مراقبت داشتیم امسال برای 4 مراقبت همکاران قدیم مدرسه اعتراض داشتند.

با این که مدیر حقیقتا تا حد ممکن احترام معلم ها را نگه میداره و به فکر همکاراست باز هم پشت

سرش حرف و حدیث و اعتراضه!!

و من و دوست خوبم رحیمه هر دفعه  این تفاوتها تو ذوقمون میخوره که ای دل غافل چه بی ادعا

در تمام این سالها کار کردیم!!

 من به وضوح تاثیر مستقیم  فقر و مشکلات مادی را در روند رفتاری و درسی دانش آموزان را درک کردم.

هرچند هنوز دز منطقه محروم هستم و فقط مدرسه ام جا به جا شده است. 

---------------------------------------

بعد نوشت:

دوستان عزیز ،با توجه به کامنتها فکر کنم نتونستم منظور اصلیم را خوب بیان کنم.

باورکنید من منطقه 1و2تهران و یا منطقه مرفه ای نرفته ام .

من تو همون منطقه ام فقط مدرسه ام  از ته شهر آمده جلوتر.

اینجا هم مشکلات وجود داره اما شاید کمی کم رنگ ترفقط کمی!!!.

یکی از شاگردانم غیبتهاش زیاد بود وقتی ازش پرسیدم گفت مشکل معده ام حاده و خون ریزی معده

هم دارم هربار که می پرسیدم دکتر رفتی جوابش منفی بود تا بعد از 3 ماه با خوشحالی گفت

 خانم بالاخره دکتر رفتم!!!

من هیچ منتی برای کار و زحمتی که در سالهای قبل کشیده ام ندارم.وقتی همکاران مدعی امسال

 را می بینم،از این که من و دوستانم با تمام سخت گیریهای کادر اجرایی مدارس به راحتی کنار

می آمد یم متعجبم!!